ناظم الاسلام كرمانى

338

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

از سرباز و قزاق و سواره و پياده دين‌دار و مسلمان و شاه‌دوست و ملت‌پرست و وطنخواه هستند جاى حرف باقى نميماند واقعا اگر به القاء شبهه و دسيسهء مغرضين امر شود كه سرباز و سوار و قزاق ما بيچارگانرا كه برادران و هواخواهان آنان هستيم و از براى آسايش آنها داد ميكشيم و سينه مىزنيم و اولاد و عيال ما مادران و خواهران آنان هستند ما را هدف گلوله نمايند ما چرا از سپركردن سينه و خريدن گلوله را به قيمت جان مضايقه نمائيم من كه بايست بميرم چه از گلولهء دولت و چه از گرسنگى و حسرت نان و گوشت باكمال استقامت بدون اينكه در مقام ستيز و آويز يا جنگ و گريز كنيم سر تسليم و ارادت پيش نهاده قيد مذلت و ننك ملت و دين‌فروشى را بر خود هموار نميكنيم اگر آنها زيربار اين مطلب بروند كه به روى مشتى بىگناه معدلت‌خواه تيغ كشند كه اسم بىشرفى و بىغيرتى در صفحهء تواريخ ملل عالم بگذارند نقلى ندارد ( سر و جانرا نتوان گفت كه مقدارى هست ) و الا چگونه مىشود سرباز و سواريكه دعوى دينى اسلام مينمايند و شب و روز در نماز و دعاست و چشم شفاعت به پيغمبر دارد و آرزوى زيارت كربلا در دل اوست يا كسانى كه در راه اجراء قوانين دين مبين زحمت ميكشند و شب و روز هم خود را همّ واحد شمرده‌اند طرف شوند و گلوله بر آنها زنند بچه قسم راضى خواهيد شد كه خون پدر در پيش چشم پسر و برادر روبروى خواهر و اطفال در روى سينهء مادر ريخته شود به حمد اللّه امروز قدرى چشم و گوشها باز شده تمام طبقات نوكر فهميده‌اند كه آلت دافعه از توپ و تفنگ از براى مدافعه و جنگ با ملت خارجه است كه به خانه ما داخل نشوند و مال و ثروت و شرف و دين ما را ببرند نه از براى ستيز با ملت داخله ( انتهى ) قريب به همين مضمون شبنامه‌ها و خطابه‌هاى متعدّده درب خانه‌هاى آقايان انداخته مىشود آقاى طباطبائى مجددا لايحهء بمظفر الدين شاه نوشت كه صورت آن از اين قرار است : عريضهء آقاى طباطبائى به اعليحضرت مظفر الدين شاه فرياد دل وطن‌پرستان - بعرض اعليحضرت اقدس شهريارى خلد اللّه سلطانه مىرساند چون حضورا فرموديد هروقت عرضى داريد بلا واسطه به خود من اظهار داريد به اين جهت به اين عرايض مصدع خاطر مبارك مىشود اين ايام طرق را بر دعاگويان سد نموده‌اند عرايض دعاگويانرا نميگذارند بحضور مبارك مشرف شود با اين حال اكر مطلبى را بر اعليحضرت همايون مشتبه كرده باشند چگونه رفع اشتباه كنيم محض پيشرفت مقاصدشان دعاگويانرا بدخواه دولت و شخص همايونى قلم داده خاطر مبارك را مشوّش نموده‌اند تا اگر مفاسد اعمالشان را عرض كنيم مقبول نيفتد . به خداوند متعال و رسول اكرم و امير المؤمنين ( ع ) و صدّيقهء طاهره و امام زمان عجل اللّه فرجه قسم دعاگويان اعليحضرت را دوست داريم صحت و بقاى وجود مبارك را روز و شب از خداوند تعالى ميخواهيم پادشاه رؤف مهربان بىطمع باگذشت را چرا نخواهيم راحت و آسايش ماها از دولت